Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

عکس سال طبیعت !…

این عکس در یک بیابان موقع غروب آفتاب گرفته شده درست از بالای سر شترها انچه به رنگ سیاه می‌بینید در واقع سایه شتر است. شترهای واقعی به صورت خطوط کمی سفید رنگ در تصویر مشاهده می‌شوند این عکس جایزه بهترین عکاسی از طبیعت را گرفته است. حالا یک بار دیگر با دقت نگاه کنید …

چه امضاهایی….!!! من اگه معروف بودم عمرا این جوریا امضا می کردم ….

بازم به ایرانی ها …. هالیوودیها که انگار……


مدونا

احمد نجفی

رویا تیموریان

براد پیت

مرجان محتشم

آتیلا پسیانی

مایکل جکسون

خداداد عزیزی

علی دایی

جورج کلونی

حسین رفیعی

عمو پورنگ

حسین رضازاده

و آنجلینا جولی…

من از امضای آنجلینا هیچی نفهمیدم!

ملـت گـرايی

مي گويند زماني که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس درماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود ، دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موقع به محل رفت . در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود ، دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست .

قبل از شروع جلسه ، يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست ، اما پيرمرد توجهي نكرد و روي همان صندلي نشست ..

جلسه داشت شروع مي شد و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند ، اما پيرمرداصلاً نگاهش هم نمي کرد .

جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي نماينده انگلستان نشسته ايد ، جاي شما آن جاست .

کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و بيخ پيدا ميكرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت :

شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليسکدام است ؟

نه جناب رييس ، خوب مي دانيم جايمان کدام است ..

اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود تا دوستان بدانند برجاي ديگران نشستن يعني چه ؟

او اضافه کرد که سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان …

سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت.

با همين ابتکار و حرکت ، عجيب بود که تا انتهاي نشست ، فضاي جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد .

Fat and Beautiful , MISS 2009

این مسابقه برای سنگین وزنا هستش باید وزنی بین 80 تا 120 داشته باشن نه بیشتر نه کمتر و مواردی هم که تو مسابقه تاثیر داره

1 زیبایی صورت

2 مدل آرایش

3 مدل لباس انتخاب با توجه به شکل اندام

4 اما خود اندام و فرم و مدلشون  مهم نیست

این خانوم بعد از رقابتهای اولیه بین 40 نفر پایانی شد که آخر هم برنده این رقابت شد .

ActiveDaneshjoo Group

ActiveDaneshjoo Group

ActiveDaneshjoo Group

ActiveDaneshjoo Group

حث در مورد پرسپولیسی یا استقلالی بودن گزارشگران تلویزیون یک بحث همیشه داغ است و اتفاقا نظریات مختلفی هم در این ارتباط وجود دارد. برخی از علاقه مندان فوتبال با قاطعیت از پرسپولیسی بودن یک گزارشگر خاص حرف میزنند و عده ای دیگر با همان قاطعیت میگویند طرف استقلالی است و در واقع هرکدام دیدگاه های خاص خود را در این ارتباط دارند


۱) عادل فردوسی پور- پرسپولیسی دو آتشه!



تنها گزارشگر صاحب سبك تلویزیون ایران كه راحت می‌تونه ادعا كنه شیوه گزارشگری ورزشی ایران را متحول كرده. الان حتی گزارشگرهای بسكتبال و هندبال هم سعی می‌كنند مثل او بینندگان را در جریان اطلاعات جانبی قرار بدهند. جوانی خیلی مستعد كه آگاهی‌هایش بر عقلش غلبه نكرده. به این تعبیر كه می‌دونه آگاهی‌هایش را چه زمانی ارائه بدهد و چه زمانی از ارائه آنها چشم‌پوشی كند. خیلی تند و جویده حرف می‌زنه ولی این نه تنها اصلاً شنونده را ناراحت نمی‌كنه، تازه باعث می‌شه احساس صمیمیت هم بكنه. وقتی می‌بینه گزارشگر با هیجان كاملاً طبیعی (و نه هیجان مصنوعی خیابانی) و به زبان عامیانه خود مردم، اینقدر قشنگ بازی را گزارش می‌كنه، كاملاً می‌ره تو جو بازی. فردوسی پور خیلی مطالعه می‌كنه و به قول خودش یك عشق فوتبال واقعیه. ناشناس‌ترین بازیكن‌ها رو می‌شناسه و نكات ریزی از زندگیشون نقل می‌كنه كه یخ سردترین بازی‌ها رو هم می‌تونه بشكنه. ضمن اینكه می‌دونه این اطلاعات رو چه زمانی ارائه بده.

می‌دونه وقتی كه بازی از تب و تاب افتاده و تماشاگر داره كسل می‌شه باید دوباره حواسش رو جلب كرد و این بهترین وقت دادن اطلاعاته. نه اینكه تو هیجان‌انگیزترین صحنه‌های بازی آمار بازی‌های گذشته را بخواهد بخواند. فردوسی‌پور خودش یك كارشناس فوتباله و كاملاً بر سبك‌های بازی و سیستم هایی كه تیم‌ها برپایه اون چیده شده‌اند و حتی تاریخچه سیستم تیم آگاهی داره و خیلی خوب، خیلی بهتر از كارشناس‌هایی كه دعوت می‌كنه، تماشاگر را در جریان مسائل فنی بازی می‌گذاره.

سبك حرف زدنش خیلی جالبه. «چه می‌كنه این فلانی» كه كاملاً از زبان او وارد ادبیات مردم ما شد. علاوه بر این تیكه‌هایی كه خیلی راحت به بازیكنان كم‌كار می‌اندازه، بدون توجه به اینكه طرفداران اون تیم او را به هواداری از دیگری متهم می‌كنند، خیلی آدم رو سر حال می‌آره. بازی ایتالیا و سوئد در یورو ۲۰۰۴ تیكه بسیار بسیار جالبی به دل‌پی‌یرو انداخت، بعد از یك ضربه فنی كه روی دروازه سوئد زد: «نشون می‌ده هنوز یه چیزهایی از فوتبال یادش مونده…!!!» یا در بازی پرسپولیس- پیكان برای اشاره به شایعاتی درباره بی‌اقتداری زوبل: «این هم آقای زوبل، سرمربی پرسپولیس. حداقل اینطور می‌گن!!!!!!»

او خیلی راحت به همه بزرگان فوتبال تیكه می‌اندازه، بدون اینكه بترسد كه او را به هواداری از تیم خاصی متهم كنند. اعلان‌های آغازین برنامه نود فوق‌العاده جذاب و جنجالی هستند. به ویژه وقتی رهبری‌فر و انصاریان را شایسته عضویت در تیم ملی رزمی ایران می‌داند، یا گل‌نزنی‌های مهاجمان استقلال و قهر و آشتی های سامره را تو بوق می‌كنه و راحت از تصمیمات تیم‌ها انتقاد می‌كنه. خیلی باش حال می‌كنم. فوتبال با صدای فردوسی‌پور یه چیز دیگه است.

عادل در نوجوانی یک پرسپولیسی دوآتشه بود و همین حالا هم خیلی دوست دارد پرسپولیس در دربی استقلال را مغلوب کند! او البته وقتی وارد کار روزنامه نگاری شد کمی منطقی تر به قضایا نگاه کرد. عادل چون میخواهد به همه نشان دهد که پرسپولیسی نیست ادای استقلالی ها را در می آورد وبعضا طوری وانمود میکند که انگار از اول استقلالی بوده! در حالیکه چنین چیزی نیست و بهترین مجری ورزشی تلویزیون یک پرسپولیسی دو آتشه است.


۲) مزدک میرزایی – استقلالی و البته یوونتوسی :


از نسل گزارشگران جدید فوتبال در ایران می‌باشد. وی متولد ۲۶ شهریور ماه ۱۳۴۹ و فارغ التحصیل رشته مهندسی صنایع چوب است که در سال ۱۳۸۴ موفق شد جایزه بهترین گزارشگر صدا و سیمای ****** اسلامی ایران را دریافت نماید .
می تونم راحت بگم شاگرد و دنباله‌رو فردوسی پور. خوشبختانه شاگرد خوبی هم هست و اگر ت****‌برانگیز نیست حداقل ما رو از شنیدن صدای غیر قابل تحمل بقیه گزارشگران راحت می‌كنه!!! به پیروی از فردوسی‌پور مرتب اطلاعاتش رو به‌روز می‌كنه تازگی حتی اطلاعاتی مثل تاریخ تولد بازیكنان و روز اولین گل زده‌ و حتی كادوی كریسمشون رو هم به بیننده انتقال می‌ده. البته شاید به وقت‌شناسی فردوسی‌پور نباشه ولی به هر حال از بازی هم دور نمی‌مونه. یك كم هیجان صداش كمه. برای گزارشگری فوتبال یك كم زیادی خونسرده!!!

مزدک درست برعکس عادل, استقلالی است و درست برعکس او میخواهد ثابت کند که استقلالی نیست و ادای پرسپولیسی ها رو در می آورد. میرزایی استقلال رو خیلی دوست دارد و گاهی اوقات استقلالی بودنش بدجوری توی ذوق میزند. او یکی از بهترین و با اخلاق ترین گزارشگران و مجریان شبکه۳ است و دوستی بسیار نزدیکی با عادل دارد.کرکری های عادل و مزدک قبل از دربی ها جالب توجه خواهد بود! مزدک البته علاقه خاصی به تیم ملی ایتالیا و باشگاه یوونتوس دارد.


۳) پیمان یوسفی – پرسپولیسی است :


و هم تمام تلاشش رو می‌كنه تا مثل فردوسی پور بشه، اینه كه تموم اطلاعاتش تاریخچه بازی‌های دو تیمه كه با صدای یكنواخت و بدون هیجانش به تفصیل و با ارائه تمام جزئیات به خورد بینندگان عزیز می‌دهد، بدون اینكه سرش رو بالا كند و ببیند كه بازی در چه حالی پیش می‌ره!! می‌شود كه یك تیم دو تا توپ رو به تیر زده و ضد حمله در راه است و آقا پیمان هنوز داره از روی كاغذ آمار بازی پنج سال پیش دو تیم رو می‌خونه!!! متأسفانه حتی بازیكنان ایرانی رو هم نمی‌شناسه و به جز بچه‌های استقلال و پرسپولیس بقیه بازیكن‌ها رو نشونش بدی نمی‌شناسه!!!

یادم می‌آید بازی نفت آبادان و استقلال تهران تو لیگ برتر سه سال پیش (كه نفت ۱-۰ استقلال رو زد) وسط بازی صدای گزارشگر آبادانی قطع شد و ایشان تا وصل دوباره صدا گزارش بازی رو بر عهده گرفتند. این بابا حتی یك نفر از بازیكنان تیم نفت رو نمی‌نشاخت، با وجود لیستی كه دستش بود و ناچار بود فقط بازیكنان را با شماره یاد كند و ۵ دقیقه بعد از روی لیست اسمش رو بخونه. كلاً از اونهاست كه آدم صدای تلویزیون رو ببنده و فوتبال رو صامت نگاه كنه بیشتر بازی بهش می‌چسبه.
یوسفی هم مثل عادل پرسپولیسی است. او در این چندساله کمی بر اطلاعات فوتبالی خود افزوده وسعی دارد یک گزارشگر بی طرف باشد اما خوب هنوز با عادل و مزدک فاصله دارد. یوسفی هم طبعا دوست داشت پرسپولیس ,استقلال را شکست دهد.

۴) جواد خیابانی – استقلالی قدیمی :


ا یك هیجان كاملاً مصنوعی مشهود سعی در جذاب كردن بازی داره، در حالی كه من فكر می‌كنم بیشتر به درد شاهنامه خوندن می خوره. همه‌اش می خواد الكی بازی را هیجانی كنه و اگه بازی تیم ملی هم باشه كه دیگه هیچ، غرور ملی‌مون رو هم می‌خواهد به عرش برسونه. یك توپ ساده را كه دروازه‌بان می‌گیره به یك شاهكار حماسی تشبیه می‌كنه و یك گل معمولی را چنان بزرگ می‌كنه كه دروازه‌بان هیچ‌وقت این گل را از یاد نخواهد برد و از شنیدن نام این مهاجم بر خود خواهد لرزید!!! به نظرم می‌تونه شغل خوبی در بالیوود به دست بیاره، برای بخش عشقی فیلم‌های هندی!!!

همه‌چیز در خیال این آدم شامل احساسات پاك و غیرت و تعصب است و مربی فلانی را می‌آورد تو میدون تا ترس در وجود مدافعین حریف بیاندازد و فلانی را تعویض می‌كند چون مثلاً ایتالیایی است و بهتر است یك ایتالیایی برود تا «ایتالیایی دیگری، هموطن او، از گوشت و خون او ، دو مردی كه ****ی یكسان و تاریخی به یك شكل دارند جای هم را در زمین پر می‌كنند!!!!» ؟
خیابانی چندی قبل در مصاحبه ای گفت: من یک زمانی در استادیوم تخمه می فروختم! او در جوانی از طرفداران پروپا قرص استقلال بوده و با پرچم و هدبند آبی به استادیوم ها می رفته است اما اگر از خودش بپرسید شدیدا منکر این موضوع می شود. دوستان آقا جواد میگویند او علاقه زیادی به رضا نعلچگر و ناصر حجازی داشت. اما در گزارش دربی ۶۳ خودش را لو نداد.


۵) بهرام شفیع – پرسپولیسی جام تخت جمشید :


پیر دیر و مرشد رهروان طریقت، استاد بهرام شفیع!!! ایشون هم پایه‌گذار یك سبك گزارشگری در ایران بود: سبكی به اسم «چرند بگو و گزارش كن!!!» كماكان گزارشگرانی مثل بهروان و خیابانی دنباله‌رو این سبكند (در حالیكه میرزایی و یوسفی و علی‌فر سعی می‌كنند دنباله‌رو سبك مدرن فردوسی‌پور باشند، هر چند شاید هیچ موفقیتی به دست نیاورند). شفیع فرشته عذاب من است كه كاملاً مطمئن شده‌ام هر وقت گناهی می‌كنم سر و كله‌اش پیدا می‌شه و برای تنبیه من یك بازی خوب رو گزارش می‌كنه (در واقع من رو محروم می‌كنه): تشبیهات شفیع زبانزد خاص و عام است: «دفاع مثل یك سد بتونی است كه اینجور جلوی آب رو می‌گیره. خب اگه سد یك ترك ور داره آب توش نفوذ می‌كنه و بعد از مدتی سد دیگه نمی‌تونه آب رو نگه داره.
بعد از یك مدتی سد خراب می‌شه و می‌شود آنچه كه نباید بشود. حالا دفاع هم مثل همان سد است. باید خیلی مواظب بود كه آب توش نفوذ نكنه و …..(ادامه دارد)» شما در همین حین می‌بینید كه دو تا گل زده شده و یك پنالتی هدر رفته و شش تا تعویض انجام شده ولی هنوز آقای شفیع داره تئوری تشبیه دفاع به سد رو توضیح می‌ده. مثلاً تو بازی آمریكا و كلمبیا تو جام جهانی آمریكا یادمه گیر داده به آلكسی لالاس و اینكه چه اسم آنتیك و قیافه آنتیك‌تری داره و این بابا گیتاریست بوده و تو كمپ زندگی می‌كرده و … تو این فاصله دو تا گل زده شد كه یكیش رو اسكوبار كلمبیایی به خودشون زد و كلمبیا حذف شد و یارو مدافعه رو كشتند و دنیا خبر شد، ولی این آقای شفیع كماكان داشت جزئیات زندگی این آلكسی لالاس رو شرح می‌داد و فقط وقتی گل زده شد گفت: «حالا یك گل هم مدافع كلمبیا به خودشون می‌زنه. به هرحال این آلكسی دست دخترش رو گرفت و رفت ویرجینیا و …..»

شفیع در زمان برگزاری جام تخت جمشید پرسپولیسی بود ولی بعدها به مرور سعی کرد تعادل را حفظ کند. شفیع همه جا مدعی میشود تیم ملی را بیشتر از پرسپولیس و استقلال دوست دارد. او سالهاست که کار گزارشگری را کنار گذاشته و فقط مجری گری والبته فدراسیون داری میکند.


۶)علیفر- او هم استقلالی است :

شاهكاریه واسه خودش. كافیه كه از كسی خوشش نیاد، خشتكش رو بالای نورافكن ورزشگاه آویزون می‌كنه!!!! آدم می‌میره از خنده وقتی كه می‌بینه گزارشگر به جای گزارش بازی داره فلان بازیكن رو دعوا می‌كنه كه چرا به اون یكی پاس نداده و به اون یكی پاس داده و اینكه اون لایق این حقوق و دستمزد نیست و اینكه چرا سر این بازیكن داد كشیده در حالیكه خود خاك بر سرش باید اینقدر بازیكنی خوبی باشه كه توپ رو مستقیم بكنه تو گل و ……!!! ولی از حق نگذریم تو یك مورد داره پیشرفت می‌كنه و اون شناختن بازیكن‌هاست. چند مورد به ویژه تو باشگاه‌های انگلیس چند تا بازیكن گمنام رو در حال گرم كردن چنان سریع شناخت كه كف كردم، به ویژه اینكه به او به اندازه سایرین میدان داده نمی‌شود.

علیفر هم از طرفداران استقلالی بوده اما در گزارشهای خود بی طرفی را رعایت می کند. این روزها علیفر خیلی کم کار گزارشگری را انجام می دهد. او علاقه ویژه ای به محوطه ۵/۵ متر دارد!


۷)رضا جاودانی – ابومسلمی و استقلالی :


رضا جاودانی اهل مشهد و از طرفداران ابومسلم است اما از میان قرمز و آبی دومی را ترجیح میدهد و استقلالی است. جاوانی مجری برنامه های مربوط به کشتی و قوی ترین مردان ایران هم هست اما به فوتبال نیز علاقه خاصی دارد.

عکسهای ولنتاینی !…

https://i0.wp.com/www.crazyleafdesign.com/blog/wp-content/uploads/2008/02/free-valentines-day-vectors-3.jpg

https://i1.wp.com/dryicons.com/files/previews/valentine_love.jpg

https://i0.wp.com/www.bantjes.com/images/pic_saks-valentine.jpg

روز ولنتاین

روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

پیشینهٔ‌ تاریخی :

تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست و آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته‌است.

امروزه کلیسای کاتولیک به این نتیجه رسیده‌است که حداقل سه قدیس به نام والنتین وجود داشته‌اند که همگی به شهادت رسیده‌اند، به همین دلیل چندین افسانه سعی در بازگوئی تاریخچه این آئین دارند.

روایت‌های مشهور :

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.

افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.

شهرهای منسوب به ولنتاین قدیس :

بر اساس باورهای کنونی، بقایای والنتین قدیس که در سده ۱۹ میلادی در قبرستانی باستانی در ایتالیا کشف شد هم‌اکنون در سه شهر رم، دوبلین و گلاسگو نگهداری می‌شود. بخشی از این بقایا پس از انتقال به یک تابوت طلایی توسط پاپ گرِگوری شانزدهم به کلیسای کاتولیک وایت فرایر در دوبلین پایتخت جمهوری ایرلند اهدا شد. بخش دیگری از این بقایا که گفته می‌شود شامل استخوان‌های والنتین قدیس است توسط یک خانواده متمول فرانسوی در سده نوزدهم به کلیسای فرانسیس مقدس در شهر گلاسگو در اسکاتلند منتقل شد. خارج از حلقه‌های مذهبی از مردم عادی کمتر کسی از وجود این بقایا در شهر اطلاع داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۹ تصمیم به انتقال این بقایا به کلیسای دیگری به نام The Blessed John Duns Scotus گرفته شد. این اقدام توجه گستردهٔ رسانه‌ها و به طبع آن عموم مردم را به دنبال داشت به‌طوری که شهر گلاسگو به خاطر میزبانی والنتاین قدیس «شهر عشاق» لقب گرفت و از سال ۲۰۰۲ این شهر در روز والنتین میزبان فستیوالی به نام «فستیوال عشق» می‌باشد.

رسوم والنتین :

در کشورهای اروپایی و آمریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارك یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن.

در دیگر فرهنگ‌ها :

برخی بر آنند که والنتین فراتر از سنتی غربی است که پیش از این در بسیاری کشورهای جهان موجود بوده‌است. در کشور چین، روزی مشابه والنتین موجود است که تحت عنوان «شب هفت‌ها» نامیده می‌شود. برابر با افسانه‌ای چینی، پسر گاوچران و دختر بافنده، در هفتمین روز هفتمین ماه از تقویم قمری در آسمان با یکدیگر ملاقات کردند. آخرین «شب ِ هفتها» در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ بود. روایتی دیگر از این روز با اندکی تفاوت نسبت به چین، در ژاپن نیز موجود است که از آن به عنوان «تاناباتا» یاد می‌گردد و برابر با هفتم ژوئیه تقویم خورشیدی‌ست. در کشور مصر، روز عشق دیگری موجود است که برابر با ۴ نوامبر هر سال است. در کره جنوبی، در ۱۱ دسامبر هرسال، روزی تحت عنوان «روز پـِپـِرو» موجود است که در آن زوج‌های جوان هدایایی به یکدیگر تقدیم می‌کنند.

در فرهنگ ایرانی :

سپندارمذگان جشن گرامی‌داشت زمین و زن و روز مهرورزی به مظاهر مهر و فروتنی است. در این روز كه مصادف است با 29 بهمن ماه مردان به زنان خود، با محبت هدیه می‌دادند و زنان و دختران را از کارهای روزمره معاف کرده بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده‌اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمزگان بجای والنتین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود

برای اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به : سپندارمذگان

در عربستان سعودی :

در عربستان سعودی فروش محصولات مربوط به روز والنتین مانند گل رز در روزهای نزدیک به این روز، ممنوع می‌باشد و پلیس مذهبی این کشور از مغازه داران می‌خواهد تا چنین چیزهایی را به فروش نرسانند.

منبع : ویکی پدیا